تبليغاتX
سلام دوست من
 مادر عالم ...

ما حجت خدابر مردم هستیم و فاطمه حجت خدا بر ما

                                                                              امام حسن عسکری

ناله هایش تموم کوچه را پر کرده بود ...

صدایش چنان سوز داشت که هرکس رد میشد می ایستاد و از خودش سوال میکرد چه کسی از این خانه فوت شده که صادق اینچنین ناله می زند...

صدای وای مادرش بالا گرفت...

مردم طاقت نیاوردند در را کوبیدند...

با چشمان خیس و سرخ شده در را گشود پرسیدند چه شده آقا جان؟ فرمود :مادرم را کشتند! ای مردم بدانید : هر کس در عالم گره به کارش بیفتد در خانه ما می آید اما...

اگر ما گره ای به کارمان بیفتد به در خانه ی مادرمان میرویم...

« فدای چادر خاکیت مادرجان »

 

|+| نوشته شده توسط SH-sh در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391  |
 گلبرگ ها
*بکوشیم با خود زاویه ی حاده  با مردم زاویه ی منفرجه و با مرگ زاویه ی قائمه باشیم!...

**چقدر مهربان است دست پنهانی که در مقابل یک گل ، بهار را تقدیم مان میکند...

*** دلی که روزی چند بار تکان نخورد،احتمالا مرده است...

**** پشت ابر خودبینی های ما ، امام زمان نشسته است ...

***** گاه چشمهایتان را ببندید ، پشت پلک های بسته فرصتی برای تماشای خود می یابید...

|+| نوشته شده توسط SH-sh در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390  |
 فرق خواب و بیدار
از عارفی پرسیدند چگونه بفهمیم در خواب غفلتیم یا نه ؟

او جواب داد : اگر برای امام زمانت کاری میکنی یا تبلیغی انجام میدهی و خلاصه قدمی بر میداری و به ظهور آن حضرت کمک میکنی بدان که بیداری و الا اگر مجتهد هم باشی در خواب غفلتی!

|+| نوشته شده توسط SH-sh در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390  |
 فراماسونری
ورود ماسونی گری توسط یهودیان به آمریکا اساس آمریکای امروزی را همان پیوریتان هایی(مسیحیانی که اعتقاد به برتری قومی یهودیان دارند) بنا نهاده اند که اولین کلونی ها را در آمریکا بوجود آوردند بدون شک چنین جریانی بررای سر دم داران یهودی که از دیر باز در پی یافتن راهی برای حاکمیت بر دنیا بودند فرصت بسیر مغتنمی بشمار می آمد و از حیث جامعه شناختی آمریکا به عنوان یک جامعه متحد از یهودیان با سرعت تمام در حال توسعه بود. اما در عین حال یهودیان به شرایط جامعه شناختی بسنده نکردند و به منظور نظارت دائم بر آمریکا برخی از ابزارهای هم راستا با اهداف خود را از دنیای قدیم به دنیای جدید منتقل کردند. در راس این ابزارها تشکل های ماسونی گری قرار داشت که در اروپا علیه کلیسای کاتولیک با یهودیان اتحاد تاریخی را رقم زده بودند. یهودیان ماسونیگری را بطور کامل به دنیای جدید منتقل کردند. در حقیقت اولین بار ماسونیگری توسط یهودیان وارد آمریکا شد. برای نمونه چند مورد از سران گروه های مخوف فراماسونی را که یهودی بودند به شما معرفی می کنیم. تاسیس لوژماسونی نیو پرت توسط مردارخای کامپانال – چهار نفر از بنیان ذاران لوژ ماسونی ساوانا –موسس اسکاج ریتینی توسط یهود دیگری به نام موسس مایکل هایس ، وی به عنوان ناظر ارشد ماسونی گری در شمال آمریکا نیز انتخاب شد. همچنین لوژکینگ دیوید بوسیله او بنیان نهاده شد و چندین سال به عنوان مقام استاد اعظم لوژبزرگ ماساچوست انتخاب شد. لوژ دیوید آیلند نیز همانگونه که از اسمش پیداست توسط یک یهودی بنام موسس سیکساس تاسیس شد. سولومون بوش یهودی دیگری بود که به سمت ناظر ارشد لوژ پنسیلوانیا منسوب شد. لوژهای سوپ لایم – لوژ کینگ سولومون - مریلند – چارلستون- از دیگر لوژهای هستند که یهودیان موسس آنها بودند. ورود ماسونیگری توسط یهودیان به آمریکا اقدامی کاملاَ با معنی و مقرضانه بود. پیشکسوتان یهودی همان عقد اتحادی را که با ماسونی گری در اروپا بسته بودند به دنبای جدید منتقل کردند. ولی با یان تفاوت که اتحاد یهودیان و ماسون ها در اروپا در راستای ورود به جنگی دراز مدت علیه دشمنان مشترکی بود که در راس آنها کلیسای کاتولیک قرار داشت حال آنکه در آمریکا چنین دشمنی وجود خارجی نداشت و تنها دشمن احتمالی سرخپوستان بودند که آنها قتل عام شدند. بهمین جهت بود که نه تنها اتحاد یهودیان با ماسون ها در آمریکا همانند اروپا منجربه بر اندازی نظام حاکم نشد بلکه به ایجاد نظامی نوین توسط یهودیان و متحدان تاریخی آنها یعنی ماسون ها منجر شد. آمریکا ، جمهوری ماسونی و کابالای دنیا پیشگامان یهودی در حمایت گسترش ماسونی گری در آمریکا ایالات متحده را به سمتی سوق داد که اولین کشور ماسون دنیا شود رابرت هیرو نیموس مورخ آمریکایی در کتاب خود به نام مقدرات پنهان آمریکا در باره نقش پنهان ماسون ها برای ایجاد آمریکا اطلاعات جالب توجه را ارائه می کند: تاریخ نگاران معاصر ما از قرنهای 17 و 18 بعنوان عصر خرد گرایی و روشن گری نام می برند و اذعان می کند که در اینن دوره تمام فعالیت های تئوریک و ذهنی در راستای اثبات قانون مندی علمی جهان بکار گرفته شده است. حال آنکه کمی آن طرف تر و در همسایگی آنها بنیان گذاران آمریکا بیشتر گرایش های باطنی گرایانه و اشراقی وار داشتند و به کابالا ، سیماگری و طالع بینی اظهار علاقه شدیدی می کردند. آیا این علاقه مندی بنیان گذاران آمریکا به منبع و خواستگاه نهان گرایی یهودی جالب توجه نیست؟ بنیان گذاران آمریکا با کابالا چه ارتباطی داشتند؟ آیا این افراد خود کابالایست بودند؟!! خوب است بدانیم برای الهام گرفتن از کابالا لازم نیست شخص الهام گیرنده خود یکی یهودی باشد. بعضی از تشکل ها را می توان دید که به کابالا و یهودیان مرتبط به کابالا وابسته هستند و در راس این تشکل ها می توان از ماسون ها نام برد. از هعمین جا میتوان به نحوه ارتباط بنیان گذاران آمریکا با کابالا پی برد. تمام بنیان گذاران آمریکا همگی ماسون بوده و بیشتر آنها مقام استادی داشتند و بطور همزمان عضو سازمان معروف گل- صلیب هم بودند که خود نسخه دیگری از ماسونی گری هستند. چهار بنیان گذار آمریکا ، واشنگتن ، جفرسون ، فرانکلین و آدامز عضو سازمان گل- صلیب بودند . سه تن از آنها یعنی جفرسون ، فرانکلین و آدامز همزمان عضو سازمان ماسونی ایلومنیاتی نیز بودند. رابطه جرج واشنگتن و مدافع فرانسوی جنگ استقلال آمریکا ، ژنرال رافایته ، صرفا یک رابطه دوستی نزدیک نبود ، بلکه هر دو همزمان در یک لوژ ماسونی عضویت داشتند. جرج واشنگتن در عین حال که رهبری جنگ استقلال را بر عهده داشت بطور منظم در همایش های منعقد شده در لوژ های نظامی ماسونی گری شرکت می کرد. وی بعنوان استاد اعظم لوژ بزرگ ماسونی استقلال برگذیده شده بود و بهمین سبب در سال 1805 و بیاد بود او به لوژ جورج واشنگتن تغییر نام داده شد. در آثار مورخان جریان های درون گرا تصریح شده پنجاه نفرر از 56 امضا کننده اعلامیه استقلال آمریکا و بسیاری از افسران ارتش آمریکا ماسون بودند و در لژ های نظامی گرد هم می آدند. ژنرال لافایته که خود نیز یک ماسون بوده است در اینباره می نویسد: جرج واشینگتن هیچ گاه از صمیم دل و با رضایت قلبی به افسران غیر ماسون وظیفه ای محول نکرد و اصولا افسران اطراف و نزدیک به او برادرانی بودند که یک ارتباط پنهانی داشتند. بنیامین فرانکلین به عنوان یکی دیگر از بنیانگذاران آمریکا،وضع مشابهی با واشینگتن داشت.مورخان ماسونی گری او را بزرگترین ماسون آمریکایی زمان خودش می دانند که برای خود یک انجمن ماسونی مخفی به نام باشگاه پیشبند چرمی تشکیل داه بود و به این علت چنین نامی را امنتخاب کرده بود که در آن دوره ماسون ها از پیشبند های چرمی استفاده می کردند. توماس جفرسون یکی دیگر از کسانی بود که سند پایه گذاری آمریکا را امضا کرد. در کتاب مقدس ماسونی گری که در سال 1960 منتشر شده،آمده که جفرسون بدون شک یک ماسون فعال بوده است. روابط میان بنیانگذاران آمریکا و یهودیان بسیار چشمگیر و صمیمانه بوده است.در جنگ استقلال آمریکا یهودیان زیادی جرج واشینگتون را همراهی کردند و با توجه به اینکه آمریکا را ارض موعود" خود می خواندند از استقلال آن حمایتهای مالی قابل توجهی به عمل آوردند. حیم سولومون اولین بانکدار بزرک که یک ماسون بزرگ بود و رابرت موریس اردوی نظامی واشنگتن را غرق در حمایت های مالی خود نمودند. این رواببط صمیمانه و تفقد های ویژ یهودیان را پس از جنگ هم می توان بوفور مشاهدده کرد. و بدین شکل بود که اولین جمهوری ماسونی و کابالایی با همکاری یهودیان و ماسون ها بر شالوده هایی از فرهنگ پیوریتانی که طبیعی ترین دستاورد آن بشمار می آمد بنا نهاده شد. پیوند ماسونی – یهودی مورد بحثمان با استقلال آمریکا موفقیت بزرگ خود را به تمام دنیا اعلام کرد.
|+| نوشته شده توسط SH-sh در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390  |
 امام صادق(ع)

امروز 25 شوال 148 هجری قمری است.

دود تمام فضای کوچه  ای را در مدینه فرا گرفته ، ازدحام زیاد است و بر جمعیت مردم لحظه به لحظه افزوده می شود.عده ای سوار بر اسب به محل دیدن شدن شعله آتش می تازند و عده عرب پیاده و دوان دوان به سوی محل روانند.صاحبان بعضی از اسب ها طوری بهم نزدیک می شوند که گوش به گوش اسب در کنار هم است واز ترس حکومت آرام ودر گوش صحبت می کنند.بعضی ها از شرم صاحب خانه خود را به گوشه ای می کشند تا چشمشان به چشم صاحب خانه نیفتد و بعضی دیگر عمامه را باز کرده و به صورت می پیچند و آرام از یکدیگر سوال می کنن.

هر کس سوالی می پرسد:چه خبر است؟از صادق (ع) چه گناهی سر زده که منصور خانه او را به آتش کشیده؟ در بین این همه بهت و ناباوری یک مرتبه از میان شعله های دری که به دست ماموران به آتش کشیده شده مردی زیبا رخ با چهره ای گندم گونه بیرون می آید اما نه ، به پای خود و به اختیار خویش بلکه با دست بسته ! صادق ، امام ما ،گریه می کند مردم علت گریه اش را جویا شدن:

یکی پرسید آیا مردم جنگ جویی مثل شما که در شجاعت نظیر ندارد ترسیده است؟

مرد پاسخ شنید: نه ، نترسیده ام گریه ام بخاطر آن است که با جدم امیرالمومنین (ع) نیز چنین کردند.سپس لبخندی کوتاه بر لب امام (ع) نشست و باز دوباره گفتند:الحمدا... رب العالمین که همسری پشت این در برای یاری نیامد و کودکی فدای ولایت نشد.

سپس او را با دست بسته به مجلس منصور بردند تا امام صادق (ع) را با پرسش و پاسخ تحقیر کنند.اما در آن جمع که عده ای آمده اند که با پرسش امام را به چالش کشند مشاهده می کنند امام (ع) با آرامش خاصی جواب می گویند و همه را قانع می کنند.

پس آن وقایع که آخرینش را در بالا برایتان نقل کردم مانند بقیه حجت های خدا بر زمین امام (ع) بخاطر مسمویت حاصل از زهر به شهادت رسیدند.

امروزه نیز چنین است به گفته آیت ا... بهجت :

ایشان می فرمایند:امروز ما نیز دست امام زمان خود را بسته ایم و خانه نشینش کردیم.

آری واقعیت همین است که ما در مادیات غرق شده و امام زمان خویش را فراموش کرده ایم.

نگذاریم روزی بیاید که ما امام زمان ما را  از ما بگیرند و ما فقط نظاره گر باشیم.

سخن آخرم با امام غریب بقیع که هیچکس بر مزارش پیشانی نساییده ، از خاکش تبرکی برنداشته و برای کبوترانش دانه ای نپاشیده این باشد :

آری فرسنگ ها فاصله است بین من وشما فقط از لحاظ زمان و مکان ، وگرنه که شما و خاندان پاکتان حاضر بر مردم و شاهد و گواهید بر جهانیان...

پس از همین جا می گویم که کمک مرا که بمانم به پای امامم و تنهایش نگذارم و سیراب شوم ز دستش و بیاموزم راه معرفت حق و کمک کن مرا که طی کنم مسیر رسیدن به مقصود را در این زمانه پر فریب...

|+| نوشته شده توسط SH-sh در یکشنبه یازدهم مهر 1389  |
 همسران زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم
** اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها **
در جامعه امروزی زندگی به سمتی و سویی سوق داده شده است که هرچه زن بگویید حال چه بر اساس چشم وهم چشمی باشد یا چیز دیگری مانند دکورهایی که در برنامه تلویزیون به نمایش در می آید، مرد باید به هر صورتی که شده آن را عملی کند.برای مثال اگر قرار است مبلمان زندگی عوض شود مرد اگر وضع مالیش آنقدر خوب نباشد باید برود وام بگیرد یا از دوستان و آشنایان قرض کند تا بتواند خواسته ی زنش را برآورده کند.در حالیکه در خانه عصمت و  پاکی خانه ی علی(ع) و فاطمه (س) این چنین رسم هایی وجود ندارد. در اینجا این حدیث را برایتان نقل کنم تا ببینید که فاطمه زهرا چگونه سخن پیامبر را در زندگی خویش به نمایش می گذارد و اجراء می نماید.
روزی حضرت علی (ع) وارد خانه شد و دید چهره ی فطمه (س) از گرسنگی زرد گشته، از همسر خویش می پرسد چرا چهره ات این چنین پژمرده است؟فاطمه (س) پاسخ می گوید: در خانه هیچ غذایی برای خوردن نداریم.علی (ع) به فاطمه زهرا (س) می فرماید: چرا به من نگفتید تا برای خانه غذا تهیه کنم.فاطمه (س)  می فرماید:علی جان من از خدا شرم دارم چیزی را از تو طلب کنم که در توان تو نیست.
عجیب است حال ما نیز خود را شیعه این دو انسان پاک می دانیم اما زندگی ما اصلا برای اساس تعالیم این بزرگواران نیست.
بعد از شهادت زهرای اطهر(س) چهره ی امیرمومنان غمگین وناراحت بود.وقتی یاران از ایشان سوال می کنند یا علی، ما تا کنون شما را این چنین ندیده ایم؟امیرمومنان پاسخ دادند: از زمانی که فاطمه از خانه ی من سفر کرده است دیگر غمگساری ندارم تا وقتی که همسر مهربانم بود وقتی وارد خانه ام می شودم با دیدن روی فاطمه تمام غم ها از دلم می رفت.
بیاییم بر اساس این تعالیم زندگی خود را بنا کنیم، آن وقت می بینیم زندگی چقدر شیرین و زیباست.این حدیث را در پایان مطلبم می نویسم تا زوج های جوان ایران عزیز زندگی خود را بر اساس این حدیث ناب و زیبا شروع کنند.
شب ازدواج امیرمومنان(ع) با سیده نساءالعالمین(س) ،وقتی فاطمه وارد خانه علی (ع) شد شروع به گریه کرد وآن هنگام که علی(ع) علت گریه را از همسر خود جویا شدند.فاطمه(س) فرمودند:یادم آمد از روزی که مرا از خانه دنیا به خانه آخرت می برند همین طور که مرا الان از خانه پدرم به سوی خانه تو آوردند.سپس فاطمه(س) فرمود:علی جان خواسته ای از  تو دارم که دوست دارم برآورده اش کنی.علی(ع) فرمود: هرچه باشد با جان و دل آن را برآورده میکنم.آنگاه  زهرای مرضیه(س) فرمود:بیا امشب را تا صبح برای خدا عبادت کنیم و امشبی را با گریه به صبح برسانیم.

 

|+| نوشته شده توسط SH-sh در پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389  |
 سید علی، رهبر دل و جان ایرانیان

از زمانیکه پیامک دوستم را در مورد اینکه شرکت خصوصی ایرانسل متعلق به فرزندان رهبر انقلاب است از بی بصیرتی  و نا آگاهی بعضی از افراد تعجب کردم .
فرزند کسی که وقتی مسئولان لشکری و کشوری به خانه وی میروند از روی موکت های آفتاب خورده به فرشهای معمولی پناه می برند .فرزندان رهبر انقلاب هنوز هم با اتوبوس یا با ماشین پیکان شخصی خود به قُم سفر می کنند و به سر کلاس درس می روند و بعضی از طلبه ها که شاگرد این آقایان هستند از روی شباهتی که به پدر بزرگوارشان دارند آنها را می شناسند .
آقای راشذ یزدی در بهمن 88 در بین دانشجویان عضو اتحادیه انجمن های اسلامی مستقل سراسر کشور در مشهد می گوید: روزی به منزل آقا رفتم ودر دفتر ایشان نشسته بودیم که  خدمتکار اقا برای ما چای آورد آقای راشد به خدمتکار می گوید: به علت بیماری قندی که بنده دارم می شود به جای قند برایم خرما بیاورید ، خدمتکار آقا می روند و یک کاسه یی کوچک خرما می آورند که آقای راشد به فرزند آقا تعارف می کند وکه فرزند آقا می گویند: پدرم گفته است اینها نتعلق به میهمانان است وشما نباید بخورید که برای شما حرام است که فرزند آقا لب به آن خرما نمی زنند.
هدف بنده ازگفتن این خاطرات این است که چرا بعضی ها بی  بصیرت هستند و این شایعاتی را که توسط دشمنان انقلاب پخش می شود را انتشار می دهند ، ایا اینها فکر نمی کنند رهبری که عبایش تنش ارزانترین عبا است و زندگی اش در سطح پائین ترین افراد جامعه است چگونه فرزندانش دومین شرکت در آمد زا ایران را مالک هستند.اصلا افراد زیادی در کشور ما فرزندان آقا را نمی شناسند.خوب است کسانی که این شایعات راپخش می کنند بدانند مردم ایران و جهان رهبر انقلاب را می شناسند و با این شایعات مسخره هرگز نمی توانند دید مردم ایران را نسبت به ولی امرشان عوض کنند.
این افراد بدانند که اکثریت مردم ایران رهبرشان را که رهبر دل و جان مردم است دوست دارند وبا تمام وجود به سخنان و رهنمودهایش گوش فرا می دهند.
مردم این علاقه را در روز نمازجمعه تاریخی بعد از انتخابات ، روز عاشورا ، نهم دی و بیست ودوم بهمن ماه به نمایش گذاشتند.
در پایان این سوال را خودتان وبرای وجدان خود پاسخ دهید:
رهبری که در طول 31 سال حتی یک اشتباه کوچک نداشته و در طول این چند سال به گفته کسانی که از نزدیک در کنار ایشان بوده اند و زندگی ساده و بی آلایش ایشان خبر دارند چگونه می تواند مالک چنین شرکتی باشد.
( اللهم عجل فی فرجه مولانا صاحب الزمان واحفظ نائب المهدی امامنا الخامنه ای )

 

|+| نوشته شده توسط SH-sh در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389  |
 دانشجویان بی بصیرت
بسم رب شهدا و الصدیقین
بگذارید از نقل یک داستان از دولت غاصب اسرائیل شروع کنم :اسرائیل غاصب هر سال بزرگداشتی را برای خلبان یک جنگنده خود که در یک منطقه لبنان سقوط کرد و جنازه اش متلاشی شد و به قعر جهنم رفت می گیرند و از این خلبان به عنوان یک فرد مبارز و ایثارگر و فداکار تجلیل می کنند و همه ی مردم صهیونیسم می آیند و به تندیس این مرد ادای احترام می کنند.
حالا در دانشگاه افرادی هستند که تا دیروز بر ضد انقلاب و بر ضد اسلام سخن گفته اند و امروز چفیه می اندازند و در سطح خوابگاه راه میروند و به نظر خودشان بسیج و شهدا را مسخره می کنند.
این افراد که دم از غرب گرایی و روشن فکری می زنند چرا این بزرگداشت را از اسرائیل یاد نمی گیرند و سالی یک بار لااقل از هم شهری ها و هم زبانان خود تجلیل کنند و از هم وطنان خویش به عنوان اسطوره ایثار و فداکاری یاد کنند. همین افراد برای اینکه بسیجی امروز را مسخره کنند در شماره های انتخاباتی خود می گفتند بسیجی واقعی همت بود و باکری ؟؟
ای کاش اینها پاسخ میدادند چند کتاب از فداکاری این مردهای خدا خوانده اند ؟ جالب کار این آقایان مصداق فردی است که میخواهد با فوت کردن نور افکنی را خاموش کند . اینها اینسان به جنگ با نور خدا آمده اند اینها می خواهند با فوت کردن نور خدا را خاموش کنند. چفیه   می اندازند که بسیج را به مسخره بگیرند نمی دانند که دانشجویان خوب اینها را میشناسند و از سابقه های این افراد خوب خبر دارند.
اگر حسین(ع) نور است و این نور تا ابد خاموش نمی شود و در دل همه عالم جا دارد و نور خدا خاموش شدنی نیست. در زیارت عاشورا میخوانیم سلام بر کسانی که در تو  حَل شدند . شهدا از آن جمله کسانی هستند که در امام حسین (ع)  حَل شدند و با مسخره کردن چفیه و یاد گیر لوازم آنها هر گز نمی توانند نورشان خاموش کنند . زیرا حسین(ع) خون خدا خاموش شدنی و از بین رفتنی نیست.
|+| نوشته شده توسط SH-sh در جمعه هشتم مرداد 1389  |
 جانبازان انقلاب، مردان مرد
این مطلب در مورد مردان ایثارگر وفداکار،جانبازان انقلاب است.
کسانیکه روزی برای ماندن استقلال کشور و از دست ندادن اسلام ناب محمدی و نیفتادن ناموس شان به دست بیگانگان به زیر گلوله وآتش تیر بار رفتند تجلیل کنم. نمی دانم چقدر از مشکلات جانبازان آگاهی دارید؟ چقدر از نزدیک پای درددلشان نشسته ای و خبر از احوالشان داری؟ احوال گرفتن از جانبازان فقط شده اینکه سالی یک بار یک اتوبوس جمع بشوند وبروند آسایشگاه ثارا... و برگردند. کسی به فکر این نیست که فرهنگ ایثار آنان را در جامعه رواج دهد.فرهنگ غنی که اگر در بین تشکل های دانشجویی رواج یابد غیر ممکن است تشکل ما در مقابل ضد انقلاب کم بیاورد.حالا دوست دارم چندخطی از مشکلات این مردان خدا بنویسم.
اولین مشکل جانبازان مشکل فرهنگی جامعه است که فکر می کنند حالا که اینها رفتند جنگیدند دیگر نباید حقوق بگیرندو... جانبازان نباید طلبکار دولت باشند. به شما بگویم اصلا اینطوری نیست جانبازی که واقعا به خاطر خدا رفته باشد طلبکار این ملت نیست بلکه خدا را نیز هنوز هم بدهکار میداند.
برای مصداق:
( یکی از همین جانبازان که قطع نخاع بود به پسرش درایام انتخابات می گفت:مرا درخیابان ببرو پشت من سنگر بگیرو به این ضدانقلاب ها با سنگ حمله کن چون من نمیتوانم بجنگم اما میتوانم برای تو سنگر باشم پشت من بنشین و از ولایت دفاع کن)
جانباز شیمیایی که خوابیدن در شب برایش به آرزو تبدیل شده ودر سن 40 سالگی پیر گشته است و جوانان بی بصیرت او را در خیابان مسخره می کنند یک بار شده از او بپرسند چرا به این روز افتاده ای؟ در زمان جنگ با چه سختی هایی پای ولایت ایستاده است؟ چرا تو لنگان لنگان راه میروی؟ فقط از ماهواره یاد گرفتند بگویند:چرا به بچه های شما سهمیه میدهند دیگر چشم ها و گوش هایشان برای شنیدن سختی های این مردان بسته است؟ اصلا سهمیه کنکورمال آنها  فقط بیایند و سلامتی این مردان را پس بدهند، اصلا سهمیه مال اینها فقط یک ماه از درد پا و خونریزی بخاطر یک عطسه و سرفه کوچک بیدار بمانند و نخوابند؟ بیاییم این فرهنگ ایـثاررا در جامعه جایگزین کنیم تا کشورمان تا ابد در مقابل فتنه ها و بیگانگان بهینه شود؟؟!
|+| نوشته شده توسط SH-sh در جمعه هشتم مرداد 1389  |
 زلزله

در دانشگاه شايعه شده است كه روحانيون خواب ديده اند كه زلزله مي آيد ،نه اين درست نيست ،اصلا نيازي به خواب نيست ، اگر شما طلبه هم نباشي علوم فقه و اصول نخوانده باشي به يك نگاه به جامعه مان و يك نگاه به قرآن مي توان زلزله را پيش بيني كرد.

مگر زلزله چيست؟جزءاينكه بلاي نازل شده از سوي خداوند رحيم است.حالا اين موضوع را باتوجه به آيات قرآن كريم بررسي مي كنيم تا متوجه شويم كه عالمان دين بر چه اساس مي گويند شايد در تهران زلزله بيايد؟

خداوند در آيه 137سوره نساءمي فرمايد:كسانيكه به خدا و پيامبر ايمان آوردند و دوباره كافر شدند بر كفر خود افزوده اند و اينان را خدا نخواهد بخشيد.حالا يك نگاه به جامعه خودمان بياندازيم.جواناني كه در كودكي در خانواده مذهبي و با ايمان بزرگ شده اند و حالا با وارد شدن به دانشگاه و محيط جامعه و با مطالعه چند كتاب از روشنفكران به خدا و پيامبر كافر شدند وبعضي از اين ها قرآن را اشعار پيامبر   مي دانند،آيا اين كفران نعمت نيست؟در جامعه ما زنا و فساد به شدت رشد كرده است و در هر گوشه دانشگاه كه نگاه ميكني ، مي بيني پسر و دختري با هم نشسته اند يا ايستاده و خنده بر لبانشان جاري است.اينان همان كساني هستند كه حرام خدا را بدون اذن خدا وپيامبر بر خود حلال كرده اند.با اين اوضاع چگونه بلاي خداوند نازل نشود؟مگر صبر خدا  تا چه اندازه است؟

نكته بعدي كفران نعمت است،خداوند در چندين سوره داستان قوم بني اسرائيل را نقل مي كند و خوارشدن آنها را پس از آن همه عزت كه خداوند به آنها عنايت كرده بود كفران نعمت و عهد شكني آنها نسبت به عهدشان با خداوند و پيامبرشان مي داند.اين داستان ها  براي زيبايي قرآن و شيرين شدن آن نازل نشده بلكه براي عبرت گرفتن از سوي خدا آمده است. عبرت اول كه مي توان از داستان قوم بني اسراييل گرفت اين است كه خدا به پيامبر فرمود: به زنان و همسرانت بگو با حجاب كامل و پوشيده وارد جامعه شوند تا از نگاه هوسرانان در امان باشند.اما امروزه افراد جامعه ي ما به خصوص دختران جوان اين عهد را با خداي خويش شكسته و با آرايش و بي حجابي وارد جامعه مي شوند.

دومين نكته اين كه نعمت بزرگ آزادي و انقلاب اسلامي كه خداوند به بركت امام خميني (ره)  به ما داده است امروزه كفران مي شود. بعضي ها مي گويند اين حكومت با حكومت هاي ليبرال و دموكراسي و... عوض شود. اين كفران نعمت بزرگ باعث مي شود اين  نعمت از ما گرفته شود.

خداوند درآيه 157 سوره اعراف مي فرمايد: مردان و زنان   دو چهره يكديگر را به كار ناپسند وا مي دارد. و دستهاي خود را از انفاق فرو مي بندند خدا را فراموش كردند پس خدا هم فراموششان كرد در حقيقت اين منافقانند كه فاسقند.اگر امروزه به جواني بگوييد كه شهوات راني و هوس راني درست نيست مي گويد يك بار كه هزار بار نمي شود اصلا چه كسي گفته است كه حرف زدن با دختر ها انسان را به خلاف    مي كشاند در صورتي كه حضرت علي(ع) به دختران جوان سلام نمي كرد وقتي دليل كار حضرت را پرسيدند فرمود: مي ترسم صدايشان مرا جذب كند. در پايان اين آيه قرآن را براي  ياد آوري دوستان مي نويسم: هر نفسي طعم مرگ را مي چشد! حال كه همه ي ما به سوي خدا بازگشت داده  مي شويم در شب اول قبر چگونه مي توانيم با اين اعمال توقع شفاعت از امام حسين(ع) را داشته باشيم. اصلا چگونه     مي خواهيم جواب شهداء را بدهيم، جواب شهداء نه، چگونه  مي خواهيد شهيد 13 ساله حسين فهميده را بدهيم كه به خاطر اين انقلاب  جان خويش را فدا كرد.

با اين احوالات ما ، زلزله در راه است شك نكنيد!!!

                                   

 

|+| نوشته شده توسط SH-sh در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389  |
 
 
بالا